هیچ چیز دلخورکننده تر از حافظه ضعیف نیست . کلماتی که نوک زبان مان هستند بی آنکه قدرت جاری کردن شان را داشته باشیم ،یا تصویر آشنایی که بدون اینکه اجازه به یاد آوردنشان را بدهند ،می گریزندو ...

مغز ،توده ای خاکستری و نرم است که درون جمجمه قرار دارد . میلیونها رابط عصبی سلول های آن را به هم مرتبط می کنند و موجب عملکردهای حیاتی می شوند. مغز به ماهیچه ها فرمان حرکت می دهد ،هورمون های حیاتی ضروری را ترشح می کند . به واسطه ی آن می توانیم فکر کنیم ،یاد بگیریم ،احساس کنیم و دست آخر ،با کمک این عضو به یاد می سپاریم و به خاطر می آوریم . ولی هر چند که مدت زمان زیادی است که می دانیم جایگاه حافظه در مغز است ولی جای آن را نمی دانیم . چون بر خلاف این که بویایی ،حرکت و گفتار ،هر یک جایگاه مشخصی در مغز دارند ،حافظه هیچ ناحیه ی خاصی از این توده ی خاکستری را به خود اختصاص نداده است. خاطرات ما همه جای آن هستند و در عین حال هم هیچ جای آن نیستند.

 یکی از بزرگترین دشمنان حافظه ،وسواس یادداشت کردن هر چیزی از ترس فراموش کردن آن است . باید تا جایی که می توانیم با به خاطر سپردن فهرست خرید ،تاریخ و محل قرارهای ملاقات ،رمزهای ورودی کارت های اعتباری و بانکی و ... حافظه مان را به کار بگیریم و تقویت کنیم.

حافظه فرایندی سه مرحله‌ای است: ابتدا حواس برانگیخته (چیزی را می بینیم ،می شنویم ،می بوییم ،می چشیم،لمس می کنیم،حس می کنیم...)، سپس داده‌ها طبقه‌بندی و ثبت می‌گردند و در آخر خاطره بر مبنای محفوظات حافظه، بازیابی می‌شود. برای این كه مرحلة اول به خوبی انجام گیرد، اعضای حسی افراد باید سالم باشند و به خوبی كار كنند. به همین دلیل است كه افراد سالمند تصور می‌كنند كه حافظه‌شان را از دست داده‌اند. ولی در حقیقت این اعضای حسی آنهاست كه به درستی كار نمی‌كنند.آنها خوب نمی شنوند ،واضح نمی بینند و چیزها را آن طور که هست حس نمی کنند. ولی بسیار جالب است که مرحله دوم در خواب انجام می گیرد(آن مرحله که خواب می بینیم).یعنی داده های دریافتی در طول روز در این مدت طبقه بندی می شوند و تمام اطلاعات رسیده ثبت می گردند.اما بخش اصلی مشکلات مربوط به حافظه به مرحله ی سوم بر می گردد . این مشکلات نه به علت دشوار بودن ذخیره سازی اطلاعات ،که به علت نقص در کارکرد سیستمی به وجود می آیندکه قرار است خاطرات ذخیره شده را دوباره به ذهن بیاورد.مثل اطلاعاتی که در حافظه ی کامپیوتر ذخیره شده اند ولی با وجودی که در آن ثبت شده و وجود دارند. به هنگام بازیابی و نمایش دچار مشکل می شوند.

برای کمک به عملکرد بهتر حافظه ،باید آن را به کار گرفت هرچه بیشتر از آن کار بکشیم ،سریع تر و دقیق تر عمل می کند. به همین علت است که بعضی ها حتی پیش از سن بازنشستگی ،حافظه ی خود را از دست می دهند ولی برخی دیگر آن را تا سنین بالا کاملا یا نسبتا خوب حفظ می کنند . این افراد معمولا ذهن فعال و آماده ای دارند ،به محیط اطرافشان توجه نشان می دهند ،به فعالیت مورد علاقه شان می پردازند ،دقت و پویای شان را حفظ می کنند . در عوض سایرین ،خمود و در خود فرو رفته هستند و نسبت به دنیا بی تفاوتند . برای حافظه هیچ دشمنی بدتر از کسالت و انفعال نیست . هر چه حافظه تان را بیشتر به کار بگیرید ،قوی تر می شود. به همین دلیل است که دکتر مونیک لوپنسن متخصص تقویت حافظه می گوید: « یکی از بزرگترین دشمنان حافظه ،وسواس یادداشت کردن هر چیزی از ترس فراموش کردن آن است . باید تا جایی که می توانیم با به خاطر سپردن فهرست خرید ،تاریخ و محل قرارهای ملاقات ،رمزهای ورودی کارت های اعتباری و بانکی و ... حافظه مان را به کار بگیریم و تقویت کنیم.»

در ضمن ،لازمه داشتن یک حافظه ی خوب این است که مغزمان هم در وضعیت مطلوبی باشد . به خوبی اکسیژن دریافت کند و به طور مناسبی تغذیه شود. به همین علت است که ورزش و فعالیت های جسمی همان قدر در بهبود حافظه نقش دارند که تغذیه ی مناسب و متنوع . بعضی وقت‌ها مشكلات، حافظة افراد را درمانده می‌كند؛ از این رو برای جلوگیری از این وضعیت باید از حافظه مراقبت كرد.

کتاب حاضر در بردارنده توصیه ها و تمرین های ساده و مفیدی برای کمک به داشتن حافظه ای نیرومند می باشد.این کتاب حاوی 81 روش برای تقویت حافظه است. برخی از این روش‌ها عبارت‌اند از: آنچه را قرار است به خاطر بسپارم، مجسم می‌كنم؛ از موقعیت‌هایی كه شدیدا اضطراب آورند، دوری می‌كنم؛ تمرین مدیتیشن می‌كنم؛ ورزش مورد علاقه‌ام را انتخاب می‌كنم و مغزم را خوب تغذیه می‌كنم.